شهاب الدين احمد سمعانى
65
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
فرمان رفت و به فرمان خورد محلّ وحى گشت كه 32 وَ أَوْحى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ . مصطفى مىگويد - عليه السلام : عليكم بالشّفاءين العسل و القرآن . اين درجه نگر كه فضلهء قوت مگسى را نهادند و قذف طبع ذبابى را شفاى ظاهرها در انگبين ، و شفاى باطنها در قرآن مبين 33 . آن ذباب مختصر نهاد همّتى داشت عالى كه جز به محلّ پاك فرونيامد ، آن همّت رفيقى طلبيد ، قرآن قديم را گفت كه دست به موافقت و مرافقت او فراز ده ، اين ذباب حقير كه به فرمان رفت و قوت به فرمان گرفت و پاك خورد و پاك نهاد ، آنچه از وى منفصل گردد و از نهاد وى حاصل شود شفاى بيماران گشت . همچنين خاطرى كه مرد صدّيق با تحقيق را از سرّ دل برآيد چون مرد بر مقتضاى امر رفته باشد و قوت دل از جاى پاك گرفته باشد و همّت بر طهارت مقصور داشته 34 ، آن خاطر پاك كه از وى برآيد سبب شفاى بيماران راه و دليل متحيّران درگاه بود . خليل رحمن ، ابراهيم - عليه السّلام - از قلب منيب يك نفس بزد و گفت : الحمد لله قبل كلّ احد . هفت آسمان و هفت زمين و آنچه در ميان ايشان بود ظرف اين يك كلمه شد . دگر گفت : الحمد للّه بعد كلّ احد . ملائكهء ملكوت علوى و سفلى در حصر اجر آن كلمه قلمها به دست كرم گرفتند و اند هزار سال بنبشتند ، هنوز اجر آن فزون آمد . پس گفت : الحمد لله على كلّ حال . گفتند : الهنا چه فرمايى در اين كلمه ، چه كنيم و چه نويسيم ؟ فرمان آمد كه آفرينش در او مستغرق شد جز فضل جلال ما و علم با كمال ما به اين كلمه احاطت نتوان نمود ، شما به سر تقديس و تمجيد خود باز شويد كه ما دانيم كه به اين كلمه و دل خليل چه مىبايد كرد . اى مرد سره ملّة ابيكم . ابراهيم پدر دين تو بود ، دل تو بايد كه چون دل وى كه بر شاخ درخت اسلام اويى ، تا از تو چون اين كلمه پديد آيد هم درد را شفا بود و هم عهد را وفا 35 . اختلاف نسخهها